السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
61
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
آنگاه فرمود : آيا شما را به ابتدا خلقتمان آگاه نمايم ؟ گفتند : آرى اى پسر رسول خدا ( ص ) آنگاه فرمود : همانا خداى تعالى وقتى كه آدم را آفريد اسماء همه چيز را به او آموخت و آنها را بر ملائكه عرضه كرد و ارواح محمد و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را در پشت آدم قرار داد و نور آنها تمام آفاق آسمانها و پردهها و بهشت و عرش و كرسى را فرا گرفت ، آنگاه خداوند ملائكه را به سجدهء آدم مأمور نمود و اين سجدهء تعظيم و گراميداشت آدم ( ع ) بود و خداوند آدم را بوسيلهء قرار دادن او به عنوان حامل آن انوار مقدّس كه سراسر آفاق را نورانى كرده بود فضيلت و برترى بخشيد . سپس همه ملائكه سر تعظيم بر زمين سائيدند بجز ابليس كه امتناع كرد و از تواضع در برابر انوار ما اهل بيت تكبّر ورزيد . و در حديث على بن حسين ( ع ) فرمود : همانا آدم به بالاترين نقطهء عرش نظر افكند و اشباح ما را به صورت انوارى درخشان مشاهده كرد . آنگاه خداى متعال فرمود : اى آدم اين اشباح برترين مخلوقات من هستند و نامهاى آنان را به او شناساند و فرمود : من بواسطهء آنها عطا كرده و باز مىگيرم و بواسطهء آنان عقوبت نموده يا پاداش مىدهم ، پس اى آدم به آنان متوسّل شو و وقتى كه دچار مصيبتى شدى آنها را نزد من شفيع قرار بده ، و همانا من به ذات خود سوگند مىخورم كه هيچ حاجتمندى را به خاطر آنان نااميد نمىكنم . به همين جهت وقتى كه آن خطيئه از او صادر شد ، خداى عزّ و جل را بواسطهء آن اشباح خواند و توبهاش پذيرفته شد . و از ( اسحاق بن جرير ) روايت شده كه گفت : حضرت ابا عبد اللَّه ( ع ) فرمود : اصحاب تو در باره گفتار ابليس كه عرضه داشت : ( خدايا مرا از آتش آفريدى و آدم را از خاك [ 1 ] ) چه مىگويند ؟ گفتم : فدايت شوم ، مىگويند ابليس از آتش است و آن را خداى متعال در كتاب خود متذكر شده ، فرمود : اى اسحاق ، ابليس دروغ گفت ، خداوند او را جز از خاك نيافريده بود . سپس فرمود : ( همان خدايى كه براى شما از درخت سبز آتش آفريد و شما از آن
--> [ 1 ] سوره اعراف ، آيه 12 .